تبلیغات
.::روزی روزگاری، اینجانب!::. - امید
.::روزی روزگاری، اینجانب!::.
روزی روزگاری.. نمی‌دانم!

    آمار وبلاگ

  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :

  • آخرین بروز رسانی :

  • جهت مشاهده آمار بازدیدها روی آیکون زیر کلیک کنید

امید

گاهی پیش خودم فکر می‌کنم که همه‌ی ما مسافریم. مسافر یه راه طولانی. یه راه دراز. یه راه دور. هدفمون رسیدن به ته راهه. اما اون ته راه به هیچ وجه نزدیک نیست. خیلی هم دوره. جاده‌ی بعضیامون با هم فرق می‌کنه و بعضیامونم جاده هامون یکیه. گاهیم جاده هامون به هم برخورد میکنن و شاید تصمیم بگیریم بقیه راه رو با هم بریم ...
ممکنه تو یه جاده هزار نفر راه برن، تو یه جاده یکی. 
به هر حال، یه چیزی، شاید زمونه، شاید تقدیر، شاید حکمت خدا، بالاخره یه دستی بین راهامون طوفان گذاشته. اونم یه عالمه. طوفانای کوچیک و بزرگ.
ممکنه یه نفر طوفانای بزرگ رو هیچ وقت سر راهش نبینه و ممکنه هم که یه نفر .. اونقدر طوفان سر راهش زیاد باشه که خسته شه.
همه نور ته راهو میبینیم. اما وقتی طوفان میشه و گرد و خاک بلند میشه، نمیتونیم. فکر مبکنیم که هیچ پایان خوبی وجود نداره. که دلیلی واسه ادامه دادن راه نیست و اونوقت، تسلیم طوفان میشیم.
گاهی ممکنه یه مسافر دیگه دستمونو بگیره و نذاره خودمونو تسلیم کنیم و گاهی هم ممکنه که مسافرای دیگه این کارو بکنن اما بزرگی طوفان نذاره صداشونو بشنویم یا دستشونو ببینیم.
این وظیفه‌ی ماست که ناامید نشیم، هم دیگه رو ناامید نکنیم، و این که نامیدی رو ناامید کنیم.
این وظیفه‌ی ماست که جا نزنیم.
این وظیفه‌ی ماست که طوفان رو تحمل کنیم. با همه سختیاش. کسی چه میدونه؟ شاید طوفان مارو جابجا کرد و تو راهمون جلو هم برد!

این، وظیفه‌ی ماست که به خوشبختی نهایی برسیم.


پ.ن: ناامید نشو. ناامیدمون نکن.

 

درباره وبلاگ

من بی اخطار،

بی محاکمه،

اعدام شدم.

عادلانه نیست،‌ اما

دیگه دست من نیست.



من علیرضام،‌ پسری که بدون اون،‌ دیگه نیست.
با تشکر، علیرضا

جستجو