تبلیغات
.::روزی روزگاری، اینجانب!::. - یه کاسه آب
.::روزی روزگاری، اینجانب!::.
روزی روزگاری.. نمی‌دانم!

    آمار وبلاگ

  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :

  • آخرین بروز رسانی :

  • جهت مشاهده آمار بازدیدها روی آیکون زیر کلیک کنید

یه کاسه آب

مرد پشت ماشین دراز کشیده بود. زن ایستاده بود و به ماشین نگاه میکرد. موتور ماشین روشن شد. 
بغض زن شاید برای هزارمین بار ترکید. 
ماشین راه افتاد و مرد رو هم با خودش برد اما زن این رو نمیخواست.
زن گریه میکرد و زجه میزد: «یه کاسه آب بریزین پشت سرش،... یه کاسه آب بریزین که برگرده...»
مرد اما خیال برگشتن نداشت. ماشین نعش کش تو نگاه زن دور شد و جسد مرد رو برد و بیوه زن همچنان به کاسه آبی فکر میکرد که هیچ وقت ریخته نشد ...

 

درباره وبلاگ

من بی اخطار،

بی محاکمه،

اعدام شدم.

عادلانه نیست،‌ اما

دیگه دست من نیست.



من علیرضام،‌ پسری که بدون اون،‌ دیگه نیست.
با تشکر، علیرضا

جستجو